یک جواب

یه چیزی… گاهی از اوقات توی نظرخواهیها مطالبی هست. چیزایی که باید جواب داد. نقد، تحسین، فحش، چاق سلامتی… بعضی وقتا که چیزی مینویسین چند روز بعدش دوباره نظرات رو نگاه کنین، چون من خیلی وقتا همون جا جواب هم میدم. اما آقایی به اسم رامین باعث شد که من این بار بر خلاف سیاست وبلاگم! یه کمی توضیح بدم. اول که مرسی رامین خان. امیدوارم که شایسته این احترام باشم. دوم اینکه (از اینجا به بعد واسه همه‌ست) باور کنین من ضد مرد نیستم. من به عنوان یه زن تنها مطالبه حق پایمال شدمو میکنم. میدونین؟ من در هیچ قسمت از نوشته‌هام هیچ مردی رو هیچ وقت زیر سئوال نبردم. حتی هرگز از دست سرجیو شکایت نکردم. غر نزدم. هیچ وقت اونو مسبب سختی‌هام ندونستم. حتی با لذت پرو بال گرفتن جوجه‌هامو گزارش کردم. اما این مفهومش این نیست که همه چیز روبراهه. نه بعضی چیزا بدجوری آدمو آزار میده. دوستای خوبی که میایین و میخونین… چه فرقی میکنه که چی بوده، چی شده یا چرا. مهم اینه که حالا چکار کنیم. گیریم وضع من روبراه شد. فکر میکنین اگه من با سرجیو به تفاهم برسم، قوانین ظالمانه‌ایی که همین الان توی دادگاهها داره در مورد مادرها اجرا میشه خود به خودی درست میشه؟ اینهمه راجع به دخترای فراری مینویسن، شما تا حالا اسم مادرای فراری به گوشتون خورده؟ میدونین تو دنیا چقدر مادر فراری داریم که با بچه اش پناهنده شده؟ میدونین چقدر مادر فراری توی همین تهرون خودمون دارن با هویت جعلی زندگی میکنن؟ چه فرقی میکنه… خوب یا بد. حق با نوشیه یا سرجیو. وقتی عشق نباشه دیگه چه فرقی میکنه. مهم اینه که توی همه دادگاه های ایرونی میگن: » کلیه حقوق با مرد است مگر اینکه خلافش ثابت شود.» من میخوام حقوقی مساوی با سرجیو داشته باشم. حداقل در مورد جوجه ‌ام که ۳ سال تموم به تنهایی عهده دار اونا بودم. منم در این بچه‌ها سهیم هستم. میخوام دادگاهی باشه که عادلانه، وقت طلاق شرایط هر دوی ما را بسنجه و تعیین صلاحیت کنه. نه اینکه بگه بچه مال باباشه. اگه ناراحتی بدو فعلا یه مدرکی چیزی جور کن، بعدش بشین منتظر یه چند سالی تا زمان دادگاه ها برسه، ببینیم چکار میشه کرد! توی نظرخواهیا هم نوشتم: قدرت فساد میاره. راه مقابله با این نوع فساد تقسیم قدرته. اگر کفه ترازوی آقایون کمی سبک تر بود، این همه شجاعت و تهور در زن آزاری و کودک آزاری از خودشون نشون نمیدادن. میگم آقایون… اما یادتون باشه این کلیت نداره.