آدمهايی از نسل قورباغه

بعضی از خاطرات مربوط به بچه ها زياد مودبانه نيستن ولی تا دلتون بخواد خنده دارن. راستش من يه جورايی دوست ندارم از اين چيزا بنويسم ولی به جای همتون ميخندم. فقط میتونم يه دونه شو که يه کمی قابل سانسور شدنه براتون بنويسم.
يکی از دوستام تعريف ميکنه که وقتی بچه دومش که پسر بوده به دنيا مياد، خيلی سعی ميکرده که پوشک بچه رو جوری عوض کنه که دخترش نبينه، اما از اونجا که بچه‌ها هميشه برعکس حرکت ميکنن، اين کار باعث کنجکاوی بيش از حد دخترش ميشه و ميشه کاری که نبايد ميشده! دخترک با کنجکاوی به داداشش نگاه ميکنه و ميگه مامانی اين چيه؟ چرا من اين جوری نيستم. مامانه اولين چيزی که به ذهنش ميرسه ميگه: همه بچه ها اين جوری ان وقتی بزرگ ميشن دمشون می افته!
نمیدونین چند روز بعدش وقتی تو مهد کودک صحبت از قورباغه و نوزاد قورباغه ميشه اين دخترک ما چه اظهار فضلی ميکنه با معلوماتی که مامان جونش بهش یاد داده بوده…

یک دیدگاه برای ”آدمهايی از نسل قورباغه

  1. salam dobare

    masalan kheire saram oomadam daneshkadeh az avale sobh payan nameh benevisam oftadam to matalebe shoma va daram yeki yeki mikhonameshoon bemanad ke in fasle payan namamo ta farda bayad tahvile ostade bedam
    kheily kheily jaleb neveshteh hatoon khosoosan in yeki ke bade chand rooz kolli khandidam mamnoon

    لایک

  2. منم دارم تند تند متناتونو میخونم هنوز سراغ پایان نامه نرفتم. چه سخته با کیبورد المانی فارسی تایپ کنی

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.