راستگویی

دوستی تعریف میکرد چند سال پیش یه خواستگار براش میاد و نامزد میکنه. اما بعد از ۴ ماه جریان بهم میخوره و بلافاصله ۲ ماه بعدش یه آقای دیگه به خواستگاری میاد و گویا این آقا هم تایید میشه (هر چند که آخرش با یکی دیگه عروسی کرد!) این دوست ما خیلی به بچه خواهر سه سالش تاکید میکنه که مبادا جلوی این آقا اسمی از اون آقا ببری! و کوچولو هم قول میده. اما وقتی آقا دومی برای دیدن خاله خانوم میاد، خواهرزاده وارد اتاق میشه و یه کمی ایشون رو برانداز میکنه و آخر سر به خاله ش میگه: نه بابا … اون یکی بهتر بود! بعدم اضافه میکنه: ديدی، اسمی از اون نبردم!