لفظ قلم

چند سال پيش وقتی هنوز پسره کمتر از يه سالش بود سرما خورد. يه چيزايی راجع به وسيله‌ايی که ميشه بدون آزار بچه، بينی شو گرفت شنيده بودم. واسه همينم رفتم داروخونه محل و با لحن مودبانه ايی گفتم: سلام دکتر. مايلم دستگاهی رو بخرم که آب بينی بچه رو با یه لوله نرم پلاستیکی پمپاژ ميکنه و … هنوز حرفم تموم نشده بود که دکتر با شتاب گفت: فين‌گير رو ميگين؟ نگاهی به قد و بالای دکتر انداختم و گفتم: بله قربان؟ گفت: فين‌گير خانوم. فين… گير. لطف کنين پولشو بدين صندوق.