خواهم نوشت

شايد بهتر باشه در مورد خودم بيشتر بگم. اين که چی بود و چی شد. هر چند تا جايی که ممکنه سعی ميکنم از قضاوت کردن پرهيز کنم. چون سرجيو اينجا نيست ولی حق دفاع داره و به عنوان يه پدر من براش احترام زيادی قائلم و همين طور من هرگز نميخوام اونو زير سئوال ببرم پس اگه توی نوشته هام جايی حس کردين که دارم اين کارو ميکنم بدونين عمدی نيست.

داستان من مقصر نداره. آدم بد و سياه نداره و جالب اینجاست که برنده هم نداره … همه ما در اين قصه بازنده هستيم و بيشتر از همه جوجه‌ها.
حرفای من ضجه‌های يه مادره. يه مادر خسته اما عاشق.