قشنگی‌ها

داشتم براتون مينوشتم که چی شده و چی بوده که يادداشت دوستی رو ديدم توی نظرخواهی متن «جواب» و راستش منصرف شدم. البته من بچه هامو به راحتی از دست نميدم اما به قول ایشون اين وبلاگ نيست، زندگيمه. – فقط کسانی که از نزديک با من آشنا هستن ميدونن که من چی ميگم – بذارين زخما وقتی خودشونو نشون بدن که ديگه قادر به قايم کردنشون نيستم.

از خوندن حرفاتون عصبانی نشدم. مثل هميشه درک کردم که چی ميخواهين بهم بگين. بذارين با هم جلو بريم. من دست از مبارزه نمیکشم. اما نميخوام وبلاگ بجای پر شدن از خاطرات جوجه‌هايی که روزاشون ديگه هيچوقت برنميگرده با هق هق من پر بشه. جوجه‌هامو هنوز زير بالم دارم… پس از قشنگيا مينويسم.

Advertisements