مزاحم تلفنی

چند روز پيش داشتم تو آشپزخونه با عجله کارام رو ميکردم. تموم که شد جوجه‌ها رو صدا کردم اما جوابمو ندادن. صداشون از اتاق من ميومد. گفتم الانه که دوباره خرابکاری کنن. يواشکی رفتم دم در و ديدم پسره گوشی تلفن رو گرفته دم گوش خواهرش و خواهره داره با زبون خاص خودش الو الو ميکنه. هر چند لحظه يه بار هم پسره يه چيزی تو گوشی ميگفت و بعدش دوتايی غش‌غش ميخنديدن. با اخم و تخم رفتم گوشی رو گرفتم که ببينم جدی جدی شماره جايی رو گرفتن يا فقط دارن بازی ميکنن که صدای قهقهه اون طرف سيم به من فهموند نخير حضرات داشتن مکالمه ميفرمودن!
قاعدتا بايد معذرت خواهی ميکردم اما قطع کردم. بعد از چند ثانيه به خودم اومدم و گفتم بذار ببينم کجا رو گرفته بودن. زدم رو دکمه تکرار.
عجب ميون اين همه شماره اينا داشتن با پليس ۱۱۰ خوش و بش ميکردن.

Advertisements