شب یلدا

برف مياد و بارون مثل چی… امشب شب يلداست. اگه يه کمی هوا بهتر بشه ميخوام برم يه کمی آجيل و هندوانه و انار بخرم برای جوجه‌هام.
امشب ديگه ساعت نه و نیم نميخوابونمشون. ما هم ميشينم و با هم گپ ميزنيم! شايد کوچيکه يه تفالی هم برامون زد!
ميخوام بگم خيلی خيلی خوشحالم که جوجه‌هام پيشم هستن و اين شب طولانی رو تنها نيستم. از ته دلم آرزو ميکنم که همه شما هم حداقل امشب رو با آرامش در کنار آدمايی که دوست دارين باشين.
به قول اوریانا فالاچی فقط اونايی که خوب گريه کردن، بلدن خوب بخندن. شايد اگه شما هم روزی چند بار با اين فکر محاصره بشين که روزگار خوشتون ممکنه دوامی نداشته باشه اونوقت توی هر ثانيه‌ش نفس بکشین. هر چقدر هم که بهونه واسه شاد بودن کم باشه اونا رو مفت و مسلم از دست ندين.

امشب نوشی و جوجه‌هاش رو هم به ياد داشته باشين. مرسی.