داروی کنجکاوی برانگيز

چند سال پيش يکی از دوستام که باردار نميشد، به دکتر مراجعه کرد. دکتر هم دارويی رو براش تجويز کرد که توی همه داروخونه‌ها پيدا ميشد اما نميدونم چه جوری بود که اون موقع کمياب شده بود. دوستم نسخه رو به داداشش ميده و ازش خواهش ميکنه تا دارو رو به هر شکلی که شده، پيدا کنه. برادره هم که روش نميشده بگه دارو رو واسه خواهرش ميخواد، نسخه رو همراهش نميبره و به سه تا داروخونه‌ايی که با اونا آشنا بوده سر ميزنه. به اولين داروخونه که ميره بعد از سلام و احوالپرسی ميگه که چی ميخواد. دوستش يه کم نگاش ميکنه و ميگه: مجيد جان، اين قرص رو واسه کی ميخوای؟ مجيد جواب ميده: واسه گلدونام. ميگن اگه بهشون از اين قرصا بدی رشدشون خوب ميشه! مسئول داروخونه يه کم ميخنده و ميگه: عزيز دلم چرا دروغ سر هم ميکنی؟ اونی که رشد گياه رو زياد ميکنه قرص ضد بارداريه نه قرص بارداری! ضمنا ما اين قرص رو نداريم.
توی داروخونه دوم هم از مجيد میپرسن اين قرص رو واسه کی ميخواد. مجيد فکر ميکنه بهتره يه چيزی بگه که دهن طرف بسته شه. ميگه: واسه دوست دخترم ميخوام! آقاهه هم ميزنه زير خنده که عجب، همه دنبال يه راهی هستن که مشکلی واسشون پيش نياد اين آقا ميخواد دستی دستی خودشو بدبخت کنه. اما جهت اطلاعت ما اين قرص رو نداريم.
نميدونم چرا اما داروخونه سومی هم ازش میپرسن که قرص رو واسه کی ميخواد. اونم که ديگه حرصش در اومده بوده ميگه: واسه عمه‌م!! اینجا دیگه دارو رو داشتن، مسئول داروخونه قرص رو روی میز میکوبه و ميگه: راستی نگفتی مجید، این ننه ما با کی قصد تجديد فراش داره؟

حالا چرا بايد اين حرفو توی داروخونه سومی که پسر عمه‌ش اونجا کار ميکنه بزنه، خدا ميدونه.

Advertisements