باغ وحش

این چند روزه چون فکر میکردم ممکنه دیگه نخوام بنویسم، سعی کردم با بعضی از دوستان، که به نوعی تونستم باهاشون همدلی پیدا کنم تلفنی صحبت کنم. این موضوع باعث شد که این دو هفته اخیر مدت زمانی که صرف مکالمات تلفنی مون شد از حد نرمال بیشتر بشه. وقتی به بچه ها تلفن میزدم به اسمهای وبلاگی صداشون میکردم: «سلام فیل، سلام مورچه، سلام لاک پشت!»
چند روز پیش وقتی که داشتم با تلفن صحبت میکردم، پسرم اومد نشست کنارم و با دقت به صحبتام گوش کرد. وقتی قطع کردم یه کمی من من کرد و بعد با چشای گرد شده نگام کرد و پرسید: «مامانی، شما چرا هر روز به باغ وحش زنگ میزنی؟»