طلاق توافقی

نمیدونم چهل روز پیش بود یا پنجاه روز… بعد از دو سال کلنجار بلاخره برگه توافق طلاق رو امضا کردیم و قرارمون شد صبح ساعت 9 توی دادگاه، با داور که باید از اعضای فامیل و متاهل باشه و گواهی بده که قادر به ادامه زندگی نیستیم. قرار بود عموم بیاد و وکیلم و متاسفانه بچه ها ، که کسی رو نتونستم پیدا کنم اونا رو نگه داره…
صبج زود با یه ساک بزرگ پر از پوشک و شیر خشک و لباس اضافه، بیسکوئیت و قمقمه آب و … از خونه خارج شدم و تموم راه جلسه توجیهی واسه پسرم گذاشتم که جایی میریم که آدما خسته و عصبانی هستن و ممکنه سر هم داد بزنن و گریه کنن، اما اون نباید بترسه، چون همشون دارن شوخی میکنن و خودشون متوجه نیستن! (این منطق مادرانه مضحک)
با کمی دلهره پرسید که من و پدرش هم قصد داریم از این شوخی ها بکنیم؟ گفتم نه و خیال خودم و اونو راحت کردم که تحت هیچ شرایطی تن به دعوا و داد و بیداد نمیدم.
خلاصه کنم، خانومی که مسئول رسیدگی به پرونده بود تا بعد ما رو بفرسته اتاق قاضی، خیلی بی مقدمه ازم پرسید: «بچه هاتو میخوای یا طلاقتو؟» جا خوردم و گفتم: «هر دو» از سر بیحوصلگی سرشو تکون داد و گفت: «میدونم خانوم جون… کدومشو بیشتر دوست داری؟» دیگه راستی راستی بریده بودم. با نگاهم دنبال وکیلم گشتم تا شاید ایشون به من بفهمونه منظور چیه. اما خانوم – که گویا رئیس دفتر بودن – منو شیر فهم کردن که :«هزار تومان از مهریه ات رو به ازای طلاق و بقیه مهریه رو ببخش به ازای گرفتن حضانت بچه هات. چون تو نمیتونی بدون ارائه دلیل محکمه پسند درخواست طلاق کنی، باید با بخشش مال به شوهر و گرفتن رضایتش طلاق بگیری، که شما داری مهریه تو میبخشی. اما اگه مهریه رو فقط به ازای طلاق ببخشی و بچه ها رو هم بگیری، بعدها هر زمان که شوهرت اراده کنه میتونه درخواست استراداد بده برای برگردوندن بچه ها. ولی اگه در حکم دادگاه قید بشه که مبلغی از مهریه رو به ازای گرفتن حضانت بچه ها تا سن قانونی بخشیدی، هر زمان که شوهرت بخواد بچه ها رو ازت پس بگیره، ملزم به پرداخت مهریه میشه.»
صحبت که به اینجا رسید، پرسیدم چی پیشنهاد میکنه، نوشت هزار تومان از مهریه به ازای طلاق و مابقی در ازای گرفتن حضانت بچه ها… که بابای بچه ها پرسید: «حالا اگه خانومم دوست داشته باشه بعدها شوهر کنه، تکلیف بچه ها چی میشه؟» و جواب شنید: «از نظر قانون با ازدواج مجدد مادر مسئله حضانت منتفی و باطل میشه، اما در این نوع طلاق اگه مادر ازدواج هم بکنه، مرد برای پس گرفتن بچه هاش باید مهریه بخشیده شده به ازای حضانت رو تا ریال آخر پرداخت کنه. چون در واقع این مرده که داره توافق رو بهم میزنه.» و صحبت به اینجا که رسید سرجیو پا شد: «خانوم، لطف کنین و اون برگه امضا شده رو پس بدین. من طلاق نمیدم. اومدیم و این خانوم خواست شوهر کنه…..» صدای پاره شدن برگه توافق طلاق قاطی شد با صدای من: «ببین… من که تعهد دادم دیگه شوهر نکنم… مشکلت چیه.. گوش کن… صبر کن……………………………….»
و رفت…
هنوز من و وکیلم نتونستیم راهی پیدا کنیم تا با کمترین ضرر روحی بشه طلاق گرفت و بچه ها رو هم از دست نداد.
یه چیزی… هرچند که من در متن طلاق نامه توافقی ذکر کرده بودم که متعهد میشم هرگز ازدواج نکنم، اما بعدها شنیدم که این یه قرارداد شخصی تلقی میشه و قراردادهای شخصی هر جا که با قانون مغایرت پیدا کنن میتونن لغو بشن. یعنی حتی اگه تعهد هم میدادم، بعدها میتونستم زیرش بزنم. یه چیزی مثل همون که قبلا نوشته بودم… اینکه وقت عقد بجای مهریه حضانت بچه ها گرفته بشه و اینکه این کار اصلا عملی نیست…
راستی، من به قولی که توی ماشین به پسرکم داده بودم وفادار موندم و به همین دلیل بچه ها خاطره جیغ و داد مامان و باباشون رو با خودشون به خونه نیاوردن… فقط واسه پسرم سئواله هنوز که باباش چرا یهو برگه رو پاره کرد و رفت، راستش رو بخواهین… واسه منم سئواله هنوز…..