جیب شلواردار

دیدم پسرکم سرشو کرده توی کشوی لباساش و داره همه رو به هم میریزه. شلوار پاش نبود. دوباره اونقدر دیر رفته بود دستشویی، که شورت و شلوارش رو خیس کرده بود. میخواست قبل از اینکه من بفهمم لباساش رو عوض کنه. گفتم بذار قضیه دوستانه برگزار بشه. بهش گفتم: «دنبال چی میگردی پسر جون؟» جا خورد، فهمید دیدمش. یه کمی این پا – اون پا کرد، یعد سرشو بلند کرد و گفت: «دنبال یه جیب با شلوار!» و دوباره سرشو توی کشو فرو کرد.

Advertisements