گل پرتغال

پرتغال رو پوست کندم و پرپر کردم، بعدش پوست نازک روی پرپر پرتغال رو هم کندم و نصف یه پر رو گذاشتم دهن ناشا و آلوشا رو صدا کردم تا نصفه دیگه رو هم بدم به اون. صداش کردم: «بیا مامانی میوه بخور.» با نشاط و سرخوش داد زد: «چی هست؟» دستم دیگه زیادی معطل مونده بود. نصفه رو گذاشتم دهنم و یکی دیگه رو آماده کردم. داشتم پرتغاله رو میخوردم که گفتم: «بیا ببین پرتغال رو برات گل کردم.» سرک کشید و دید دارم یه چیزی میخورم. سرشو تکون داد و با حیرت گفت: «مامان!… داری گل میخوری؟!!»
…………..
پیوست: مامانم به این جور انار پوست کندن میگفت گل کردن انار، اما پرتغالش رو… احتمالا این پسر حق داشت تعجب کنه.

Advertisements