یک شعر از وبلاگ گل کو

گل کو

دختر بچه
اين منم كه در خانه هايتان را ميزنم
اين منم كه در خانه هايتان را يكي يكي ميزنم
مرا نميتوانيد ببينيد
مردگان به چشم ديده نميشوند….

از روزي كه در هيروشيما كشته شدم
ده سالي ميگذرد
ولي من هنوز هفت ساله هستم
كودكان مرده بزرگ نمي شوند

اول موهايم آتش گرفت
بعد چشمانم گر گرفت و سوخت
يك مشت خاكستر شدم
خاكسترهايم در هوا پراكنده شد…

از شما براي خودم چيزي نمي خواهم
كودكان مرده نمي توانند آب نبات بخورند…
اين منم كه در خانه هايتان را ميزنم
خاله …عمو…فقط يك امضا ميخواهم
(امضا كنيد)‌
كه كودكان نبايد كشته شوند
(امضا كنيد)
كه كودكان بايد بتوانند آب نبات بخورند……….

ناظم حكمت

Advertisements