برنامه های خنک و آبکی

خواستم تلویزیون رو خاموش کنم که پسرکم هیجان زده و بلند گفت: «نه مامانی، خاموشش نکن.» با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم: «برنامه ای نداره که.» یه کم توی مبل گنده بالا و پائین رفت و بعد گفت: «بذار کانال سه خب.» کنترل تلویزیون رو از روی میز برداشتم و گفتم: «آخه مامانی چیزی نداره این ساعت. بذارم کانال سه که چی بشه؟» بی حوصله نیم نگاهی بهم انداخت و گفت: «بذار تا دلمون خنک بشه!»

Advertisements