از لابلای کامنتها

کامنتی از نویسنده وبلاگ مامانی:
يه روزي داشتم براي محمد رضا برادرم از دين و پيامبر و اين چيزا صحبت مي كردم، تا رسيدم به اينكه ما پيامبر زن نداريم… يه دفعه محمد رضا با مظلوميت تمام گفت: «پس پيامبر اكرم كيه؟؟»
*** حالا که یه سر تا اینجا اومدین یه سری هم به بابا کوچولو و دخترش بزنین. خدائیش من گاهی کلی میخندم از دست این پدر و دختر… بخونین آخه خودتون!!!

شما هم از خاطراتتون بگین

یک دیدگاه برای ”از لابلای کامنتها

  1. لينك بابا كوچولو احتياج به تعمير داره. امروز كلي تعريف ماجراهاي جوجه هاتو براي دوستام ميكردم. خوبه كه هستي نوشي خانوم.

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.