شامپوی مقتضای سن

داشتم سر آلوشا رو میشستم. بهش گفتم: «وقتی میخوام سرت رو آبکشی کنم دهنت رو باز نکن… مثل دفعه پیش کلی کف میره تو دهنت.» و بردمش طرف دوش. پرسید: «چی؟» گفتم: «د حرف نزن دیگه.» دوباره سرشو بالا آورد و سعی کرد چشماشو باز کنه و پرسید: «چی گفتی؟» و همون موقع یه کمی کف رفت تو دهنش. اخماشو تو هم کرد. انگشتامو لابلای موهاش تکون دادم و گفتم: «حواست کجاست؟ من که گفتم دهنتو باز نکن. حالام اگه تحمل کنی یکی دو دقیقه دیگه حمومت تموم میشه، میری بیرون.» داشتم آبکشی سر رو تموم میکردم که گفت: «پیر شدم دیگه!» خندیدم و گفتم: «تو حتی هنوز جوون هم نیستی که بخوای پیر بشی مادر جون. تو فقط یه بچه ای.» با اخم و تخم نگام کرد و گفت: «من بچه نیستم.» گفتم: «چرا دیگه. ببین تو حتی هنوز شامپو بچه گونه میزنی؟» یه کمی این پا اون پا کرد و گفت: «اگه پیر بودم شامپو پیرگونه میزدم!؟» و با چشمای گرد شده نگام کرد.

یک دیدگاه برای ”شامپوی مقتضای سن

  1. كريه ي درىونم را نمي شنوي ززز جرا كه لبانم به خنده كشوده است … براي نااميد شدن خيلي زوده نوشي جان …. كسي نا اميد ميشه كه دليلي براي اميدواري نداره … تو كه داري … تا دلت بخواد … شايد خودخواهانه باشه … ولي ما همه برات دعا مي كنيم … مطمين باش

    دوست داشتم

  2. سلام نوشي! من هميشه از شامپو زدن مي ترسيدم هيچوقت چشم هامو نمي بستم و همش احساس خفگي مي كردم. خوش به حال جوجه هاي تو كه اينطور نيستند. ضمنا زدن حرفهاي مايوسانه موقوف!

    دوست داشتم

  3. سلام خوبي؟؟چه وبلاگ خوشگلي..چه باهال…نوشته هاتم خيلي باهاله.. ميشه يه لينک کوچيک هم به من بدي؟؟ثواب داره(بوس..قلب..خجالت)

    دوست داشتم

  4. سلام نوشي خانم دو ماهي ميشه باشما و جوجه هاتون اشنا شدم فقط ميخواستم بگم دنياي ما پر از تضادهاست شما از ترس روزی که جوجه هاتون رو بگیرن(امیدوارم هیچوقت اونروز نیاد)فکرتون در تلاطمه ولی من هر هفته به انتظار پنجشنبه هستم تا دخترم رو ببینم. همه پدر و مادر ها بچه هاشون رو دوست دارن. گاهی اوقات سعی کنید از دریچه چشم بابای الوشا و ناشا به قضایا نگاه کنید.
    بهارتان خزان نشود

    دوست داشتم

  5. سلام نوشي خانم دو ماهي ميشه باشما و جوجه هاتون اشنا شدم فقط ميخواستم بگم دنياي ما پر از تضادهاست شما از ترس روزی که جوجه هاتون رو بگیرن(امیدوارم هیچوقت اونروز نیاد)فکرتون در تلاطمه ولی من هر هفته به انتظار پنجشنبه هستم تا دخترم رو ببینم. همه پدر و مادر ها بچه هاشون رو دوست دارن. گاهی اوقات سعی کنید از دریچه چشم بابای الوشا و ناشا به قضایا نگاه کنید.
    بهارتان خزان نشود

    دوست داشتم

  6. سلام نوشي جون دوتا از يادداشتها تو خوندم خوشم امد لينكت رو گذاشتم تو وبلاگم از اين به بعد هر روز بهت سر مي زنم شما هم اگه ما رو قابل مي دونيد سري بزنيد .
    اما اين شامپو پيرگونه خيلي بامزه بود
    موفق باشي باي.

    دوست داشتم

  7. خواندن این شعر برای تو نوشی شاید هیچ دردی را از روی دلت بر ندارد.من اما می خواهم برای تو – خود تو – بخوانم..دلم خوش باشد به اینکه شاید خواندنم مرهمی باشد روی زخمهای بانوی غصه دار…هرچند کم،هرچند کوچک…از یک لاک پشت کوچک بیش از این بر نمی آید:گرچه شب تاریک است/دل قوی دار سحر نزدیک است…

    دوست داشتم

  8. bebinam hamishe enghad rahat mizanid too zoghe bacheha? alan man 2mahi mishe E-mail dadam ama hanooz ke hanooze 1javabam nadadin ba yezoghi ono neweshtam ke …. asan fek nakonam bazesh karde bashin chon esmesh vase avalin bar bood ke mididin hatman baz fek kardin viruse . darharsoorat mamnon too zoghe kase digei injoori nazanid

    دوست داشتم

  9. فردا كه اين جوجه ها بزرگ ميشن وقتي بر ميگردن و اين روز ها رو ميخونن كه مامان نوشيشون چطور با عشق از لحظه لحظه’ اونها خاطره نوشته چقدر لذت ميبرن..آزاد باشي.

    دوست داشتم

  10. سلام نوشي عزيز
    وبلاگت رو ميخونم هميشه ، من يك پسر دارم كه تازه سه ساله شده چند شب پيش تو تلويزيون داشت با يه آقايي مصاحبه مي شد كه جلوي يك درخت مو( انگور) ايستاده بود به پسرم گفتم علي جون اگه گفتي اين درختي كه اين آقا جلوش ايستاده چه درختيه ؟ علي من هم بدوبدو رفت جلوي تلويزيون يك كمي بهش خيره شد و بعد با ذوق گفت : » درخت دلمه »
    آخه چند روز پيشش دلمه درست كرده بودم و …

    دوست داشتم

  11. سلام . دوباره اومدم اين سايت بطري خيلي جاها منو برده امروز گوششو نگاه كردم دوباره نوشي رو با جوجه هاش ديدم . گفتم يه سفري بكنيم هيچ وقت پشيمون نمي شيم . ديگه شامپو اقتضاي سنشو از دست داده چون راست ميگه ميتونه پير باشه الان پيرها هم شامپو بچه مي زنن . موفق و در پناه حق باشي

    دوست داشتم

  12. نوشي خانم سلام…من تازه با نوشته هاي شما آشنا شدم..خيلي شيرين و دلنشين مينويسي..چه جوجه هاي شيطوني داري !!!اگه دوست داشتي به من هم سر بزن.

    دوست داشتم

  13. اميدوارم پسركت زودتر خوب بشه .
    اما در مورد حموم بهتره بذاري خودش بره . من اينكارو از دو سالگي بچه هام امتحان كردم و نتيجه اش عالي بود . هم خودشونو تميز ميشورن و هم عاشق حمومن .

    دوست داشتم

  14. nooooshi
    salam bad jens
    fekr nemikooni ma ham delemoon tang mishe
    ma adat kardim be khoodet aloosha va va nasha
    zood zood benevis
    nakooone aloosha halesh bad tar shoode(zaboonam lala room be divar bala be door)to ro khoda ye khabary be ma bede vagarna miyam dare khoonatoooooon(khali bastam khonatoono balad nistam:D)
    bye bye mamane khoob
    b00000000000000000000000000000s baraye nooshi
    b00000000000000000000000000000s baraye aloosha
    b0000000000000000000000000000s baraye nasha

    دوست داشتم

  15. نوشي جونم چرا وبلاگت پينگ نمي شه؟؟
    امروز فهميدم كه آولشا مريض بوده و خودت هم غصه دار بودي!!
    اميدوارم كه جفتتون خوب شده باشيد تا حالا.
    نگرانم!

    دوست داشتم

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.