خفاش، کرکس، شغال… سلسله بی پایان

امروز روز جهانی کودک ه. در مهد کودک بچه های منم جشن هست. نوشتن به نیابت والدین سراغ بچه های بی سرپرست میرن، نوشتن که پارک شهید چمران کرج هم به همین مناسبت جشن هست. بلیط ورودیه رایگان هم دادن.
دیشب بچه ها رو حمام دادم. امروز لباسهای قشنگ تنشون کردم و بوسیدمشون. بهشون گفتم روزتون مبارک. گفتم همون طور که مامانا و باباها یه روز مشخص واسه خودشون دارن، امروزم روز شماست. با لبخند روانه شون کردم.
اما امروز من حتی یه لحظه از فکر اون بچه هایی که در پاکدشت قربانی شدن و تازه داره روشن میشه که قربانی قاچاقچیان اعضای بدن بودن درنیومدم. خوندم که فقط بخاطر همین دلیل جنازه بچه ها سوزونده میشده. خوندم که توی دست برادر کوچیک قاتل بارها چک پول دیده شده، که همین برادر همکلاسی هاشو به بهانه دیدن کفتری که سیگار میکشه به قتلگاه میبرده. خوندم که خانم عبادی هم در مورد قاچاق اعضای بدن بچه ها هشدار داده و این که قضیه به این سادگیام که من فکر میکردم نبوده، فقط انتقام شخصی از جامعه نبوده…
بچه ها کشته میشن تا کلیه هاشون در خدا میدونه کدوم کشور عربی یا اروپایی معامله بشه، اگه جون سالم به در ببرن بازم درصدی از اونا سر از بازارهای برده جنسی دوبی در میارن. بازم اگه جون سالم به در ببرن و شانس داشته باشن، میشن یکی از جماعت حیرونی که بعد از دیپلم و لیسانس، بعد از خدمت سربازی و کار و ازدواج و… ، بعد از هزار تا چیزی که مثل یه برنامه از پیش تعیین شده براشون پیش میاد و اونا پاسش میکنن، هنوز نفهمیدن چرا به دنیا اومدن و قراره چکار کنن.
یه تعدادم میشن قربانیان اصلی خشونت. یعنی همون بچه هایی که میشن خفاش، کرکس، یا چه میدونم کفتار… یا هر اسم دیگه ای که دلتون میخواد روشون بذارین.
اون چیزی که این میون منو آزار میده ارزونی جان و روح آدمهاس. این روزا چی میشنوم؟ «میکشن و می کشیمشون. بچه ها رو سوزوندن، ما اونا رو آتیش میزنیم. صد ضربه شلاق، ده بار دار زدن، سی بار تا پای چوبه دار بردن و باز برگردوندن… نه کمه. باید اونا توی قیر مذاب انداخت.» از مردمی متعجبم که خشونت رو با خشونت جواب میدن. از مردمی متعجبم که خواهان به آتش کشوندن جانیان (توجه کنین: منم میدونم جانی هستن) واقعه پاکدشت در ملاء عام هستن. مردمی که اجازه میدن بچه هاشون این صحنه ها رو ببینن، روحشون به راحتی آلوده بشه. جسم قاتلی رو به دار یا آتش میکشن، و روح ناظران رو هم همزمان. در جایگاهی نیستم که بگم اعدام خوبه یا بد. باید علنی باشه یا نه. بگم واسه عبرت بقیه(!) خوبه یا بد. اما…
از رواج خشونت بترسیم. حداقل بخاطر بچه ها از رواج خشونت بترسیم.

*از امشب باز هم راجع به بچه ها مینویسم. بحران رو رد کردم…

Advertisements