هنوز

mom[1]

اینکه چی به من گذشت بمونه واسه من. تلخی رو میگیرم، مثل همه دو سال گذشته… شیرینی زندگیم مال شما، مال همه ما.
فقط اگه باز زانوهام لرزید و کمرم خم شد، نگین این زن چرا باز اینجوری کرد، این زن آدمه، کمرش هم بارها و بارها شکسته… و خدا میدونه این قصه تا کی ادامه داره.
بچه ها با من هستن هنوز… هنوز.

Advertisements