تائیدیه مصرف دخانیات

ناشا با کلی اخم و ناراحتی پرید تو بغلم و گفت: «مامان امروز ماشین آقای رحمتی* بوی سیگار میداد.» نچ نچ بلندی کردم و سرم رو تکون دادم و گفتم: «واااای، مامان جون میخواستی بهش بگی نباید سیگار بکشه.» آلوشا که یه گوشه آروم نشسته بود با بی حوصلگی گفت: «آقای رحمتی اصلا سیگاری نیست.» و میخواست حرفشو ادامه بده که ناشا با چشم غره پرید تو حرفش و گفت: «آره، بهش گفتم فقط پسرای خوشگل میتونن سیگار بکشن!»

حالا بیا دختر بزرگ کن! واویلا!!!
*راننده سرویس مهد.

Advertisements