رنگ‌شناسی

نه اینکه خودم نفهمیده باشم، اما وقتی یادداشت مربی مهد دستم رسید یه کمی بیشتر به فکر افتادم: «ناشا با داشتن سه سال تمام، بجز رنگ صورتی هیچ رنگ دیگه ای رو نمیشناسه.»
طبیعتا اولین چیزی که به نظرم رسید خریدن یه سری حلقه های رنگی و کلی اسباب بازی و کتاب آموزشی بود تا باهاش کار کنم. حتی بجای لیوانای همیشگی شیش تا لیوان رنگی پلاستیکی خریدم و گذاشتم رو میز آشپزخونه و هر روز هفته رو یه رنگی کردیم و هر ماه رو… و راستش، بعد از یه مدتی مثل همه کارای دیگه، از شور و شوقش افتادم.
البته خیال نکنین ناشا هم از فکر رنگا بیرون اومده بود، خیر. اصلا اینطور نبود. چون دقیقا یه روز که مهمون داشتیم وسط ناهار پرسید: «مامان، مف* چه رنگیه؟!»
*فین، آب دماغ… اه. بابا برین فرهنگ لغت نگا کنین. من چه میدونم چی میشه معنیش!

Advertisements