کله‌پاچه

میخواستم سریال ببینم. اما مگه آلوشا میذاشت؟ نه که هی بیاد جلوم وایسه و مثل همیشه شوخیش بگیره. حتی با سر و صدا بازی هم نمیکرد که بهش بگم بره توی اتاق خودش. نشسته بود کنارم و هی سئوال میکرد. این چرا رفت؟ اون چرا اومد؟ این چرا این جوری کرد؟…
دیگه کلافه شدم. با غضب نگاش کردم و گفتم: «بسه دیگه بچه… مگه کله گنجشک خوردی این قدر حرف میزنی؟» آلوشا با مهربونی تموم لبخند عریض و طویلی تحویلم داد و گفت: «نه عزیزدلم، سئوالام زیاده. کله مرغ خوردم!»

Advertisements