یک داستان واقعی

از وبلاگ رقصنده در تاریکییادمه وقتی ۷ یا ۸ سالم بود تلویزیون یه فیلم سیاه و سفید ژاپنی داد که داستان زندگی یه دختر بخت برگشته بود. طولانی و کشدار… یادمه در تمام مدت با دقت به صفحه تلویزیون خیره شده بودم و جیک نمی زدم. بعد وقتی فیلم تموم شد از مامانم پرسیدم: مامان پس اینا کی می رن دستشویی؟!!

 

Advertisements