عروسکهای کور و کچل بچگیم

این نوشته از وبلاگ لحظه های کاغذی: … تميز کردن اتاقم تقريبا دو روز طول کشيد. يک نصفه روز فقط نشستم تصميم گرفتم که عروسک های کور و کچل بچگی م رو که خيلی وقته دارن گوشه کمد خاک می خورن بندازم دور يا نه. همه شون خاکی بودن. يا دست نداشتن يا پا، يا کچل بودن يا کور. همه شون رو شستم و دوباره گذاشتم گوشه کمد تا سال ديگه. يکی شون که از همه ناقص تره روزی پنج بار می مرد. هی مريض می شد و می مرد تا فردا که دوباره بخوام بازی کنم…