سبزه‌های عزیز دل!

این نوشته از وبلاگ شب امن: مامان برای عيد دو سه تا ظرف سبزه گذاشته، مهديس هر روز ميره بهشون سر ميزنه. امروز اومده بود در حالی که رو نوک پاش ايستاده بود، سبزه ها رو ناز ميکرد و ميگفت‌: عزيز دلم، قشنگم، دراز شدی ها… و يه سری کلمات نامفهوم ميگفت که در باب قربون صدقه بود!