زبان

این نوشته از وبلاگ آدم و حواداشتیم با هم گپ میزدیم و دور و برا رو نگاه میکردیم که یک پرنده از جلومون پروازکنان رد شد. یدفه با هیجان گفت «کلاگ» (کلاغ) بعد هم برای اینکه اطلاعاتشو به رخم بکشه گفت «پرباز میکنه» (پرواز). گفتم تو چی؟! گفت «آخه من …» هی من‌من کرد و کلمه مورد نظر رو پیدا نکرد. یدفه درحالی که با دستش حالت پرواز رو نشون میداد گفت «آخه من دُم ندارم»!!