سطر دوم

این نوشته از وبلاگ بانوی اردیبهشتديروز بابا با تعجب نگاهم کرد و گفت: يعنی انقدر بزرگ شدی که خواستگار برات اومده؟ خنديدم. اروم نگاهم کرد و گفت: پير شدم بابايی…