امر خیر

یه کمی از مکالمه تلفنی آلوشا با دایی ش:
– «دایی، عروسی کردی بلاخره؟»
– «…»
– «آهان، خب،.. میگم ما تو مهدمون چند تا دختر خوب داریم! خلاصه اگه خواستی…»