سکوت 3

تموم شب خودمو قانع کردم که بچه ها خوابیدن و امشب برنمیگردن. چرا باید برگردن؟ اونا خوابیدن. بچه خوابیده رو ساعت سه صبح بغل نمیزنن تا برش گردونن. هی بخودم گفتم و خودم رو آماده کردم برای ساعتهای کشدار تموم نشدنی…
اما راستش هر کاری میکنم این صدا ولم نمیکنه که امانت گیرنده بچه ها میتونست بهم زنگ بزنه، میشد به مادری که تا حالا حتی یه شب از بچه های کوچیکش دور نبوده تلفن زد و خبر داد. یا میشد به تلفنهاش جواب داد. میشد…

ساعت دور و بر هفت صبحه.
میدونم بچه ها خوابیدن.
الان که نباید توقع داشته باشم بیدار باشن؟ درسته؟
بچه ها الان خوابیدن.
بچه باید خوب بخوابه…
الان که نباید توقع داشته باشم برشون گردونن. درسته؟

Advertisements