سکوت 5

چند روز پیش که فیلم پری رو میدیدم، اسد وقتی که میخواست خونه رو آتیش بزنه، وقتی میخواست خودش رو آتیش بزنه، همه جا رو نفت پاشید، چشم بندش رو بست و روی تخت دراز کشید، بعد که آتیش خوب گر گرفت، دستاشو توی جیبش کرد و منتظر موند.
وقتی جنازه سوخته اسد رو پیدا کردن، دستاش هنوز توی جیباش بود.

دستامو از جیبام در نمیارم.
از بچه هام هیچ خبری ندارم…

Advertisements