ناشناخته‌ها

اولین بار که بدون ترس اجازه دادم بچه‌ها با فاصله از من، توی پارک جست و خیز کنن رو فراموش نمیکنم. ترس بود و نبود. امنیتی بود که گهگاهی سیخونک ناامنی به تنش فرو میرفت. اما محلش نمیذاشتم.
نشستم و از دور نگاه کردم به هیاهوی بچه هایی که از تاب و سرسره و اسباب‌بازیهای دیگه پارک، بالا و پایین میپریدن و همهمه‌شون گوش فلک رو کر کرده بود.
در حال کشف یه جهان تازه بودیم.