نفس عمیق

فکر میکنم منم باید مثل بچه هایی باشم که اجازه میدی تنهایی جایی برن. اول مسافتهای ده دقیقه ای. بعد یه ذره بیشتر، بعد میذاری برای سینما و خرید و شام بیرون برن… و در نهایت اجازه میدی شب خونه دوستاشون بمونن… من مدتها نفسم رو حبس کرده بودم. حالا باید اول از حجم ریه م مطمئن بشم،… بعد یک نفس عمیق بکشم؛ شروع کنم.