فرار

شاید اولین بار که فکر خروج از ایران به سرم زد وقتی بود که توی دادگاه با صحنه عجیبی روبرو شدم. گاهی از اوقات شما از حقیقتی مطلع هستین، اما فکر نمیکنین برای خودتون پیش بیاد و وقتی مواجه میشین جا میخورین. عصر همون روز وقتی که با یکی از بچه‌ها چت میکردم در این مورد سئوال کردم و جواب داد آره این خیلی رایجه و گاهی قاضی میگه بلاخره طرف یا باید خوشگل باشه یا پول داشته باشه و همون وقت بود من فهمیدم چاهی که توش افتادم عمیقتر از اونیه که فکر میکردم. برای بار هزارم فهمیدم  درسته زن بودن درد داره، اما توی ایران ترسناک هم هست، مخصوصا وقتی مرد محرمی نداشته باشی که پا به پات دادگاه بیاد. میشی درخت گردوی وسط میدون.

توی یکی از مکالمه های تلفنی برای اینکه کمکی بگیرم تا حداقل بچه هام رو بتونم سریعتر پس بگیرم فرد مورد مکالمه بهم گفت چرا از ایران نمیری؟ گفتم چی؟ گفت از ایران برو… یا حداقل برو توی یه شهر دیگه با شناسنامه‌های جعلی مخفیانه زندگی کن. فکر میکنی آخر کار تو چی میشه؟ فکر میکنی میتونی کاری از پیش ببری؟ میتونی تغییری بدی؟ حالیت هست داری دست و پا میزنی؟ نوشی  این جوری که پیش میری آخر کار تو مردنه. یا باید تن به تقدیر و قانون این مملکت بدی یا بمیری یا فرار کنی.

من دوست نداشتم از ایران برم. هیچوقت دوست نداشتم. تمام خانواده م از ایران رفته بودن و من با جون سختی ادامه میدادم. بعد روزهای سخت شروع شد. سخت سخت سخت… و جمله های اون آدم توی گوشم زنگ میزد یا تن به تقدیر بده، یا بمیر و یا فرار کن…

من فرار کردم. توی یکی از آخرین روزهای تابستون، با یه چمدون لباس برای بچه‌ها، در خونه رو بستم و رفتم. اونقدر امیدوار به برگشتم بودم که حتی یخچالم رو هم خالی نکردم. فقط یه سری چیزها که میدونستم ممکنه نبودشون آزارم بده از خونه خارج کردم، بعد در رو بستم و رفتم. انگار که داری برای مهمونی نصف روز میری از خونه بیرون… اون قدر که امیدوار بودم شاید معجزه ای بشه و برگردم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”فرار

  1. با سلام و تشکر و آرزوی موفقیت برای وبلاک کامل شما . شاید در بسیار موارد شما و گروه ( جوانان شورای فعال سیاسی و مدنی میرمان ) ما اختلافاتی داریم ولی در هدف اصلی که همانا ایرانی آباد و بدور از ارتجاع مذهبی است باهم هم نظریم برای همین از شما درخواست همیاری و کمک را خواستاریم .
    درصورت امکان از شما خواهشی داشتم که وبلاگ «دیدبان کوی اختر «را بدلیل بازدید بیشتر در وبلاک خود در قسمت پیوند قرار دهید . بسیار بسیار ممنون . لطفا ما را در رسیدن به هدفمان یاری کنید ))
    http://meremaan.wordpress.com
    دیدبان کوی اختر ( شورای جوانان فعال میرمان )
    از بازدیدتان شما در صورت قبول درخواست من و یا بلعکس از وبلاگ علیه فراموشی بسیار بسیار خوشحال خواهیم شد
    درد من مرگ مردمی است که؛ گدایی را قناعت، بی‌عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت‌ها را حکمت خدامی‌نامند . (گاندی)

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.