جوجه و بچه‌هایش

این چند ماهه لاغر شدم… دیشب آخرین کنسرت ناشا بود*. یکی از دوستام تا منو دید گفت نوشی عین جوجه شدی. البته اونقدر لاغر نشدم که بشه بهم گفت جوجه، اما  برام جالب بود که یه زمانی نوشی و جوجه‌هاش بودم و حالا شدم جوجه و بچه‌هاش.

*بیشتر از خوش درخشیدنش از لذتی که از نواختن میبره  کیف میکنم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”جوجه و بچه‌هایش

  1. صورتت که تپلی یه 🙂 شاید از زمان عکسی که توی فیس بوک گذاشتی لاغرتر شدی …
    منهم وقتی خواهرزاده هام کنسرت دارند و یا حتی وقتی توی خونه تمرین می کنند کیف می کنند.
    آدم باورش نمیشه اون فسقلی هایی که نوزادیشون رو دیدی با ساز چه قیافه جدی و هنرمندی به خود میگیرند:)
    به قول تو اون لذتی که خودشون میبرند از همه چیز با ارزش تره.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.