گنجیدن

بار اول بهم هشت داد. نوشت با موضوع خوب ارتباط برقرار کردی اما بخاطر غلطهات دو نمره کم کردم. دفعه بعد حتی وقت برای اصلاح نداشتم. وقتی میخواست نوشته‌هامون رو پس بده با خودم گفتم این بار گند زدم، اما نه و هفتاد و پنج گرفته بودم. نوشته بود اونقدر خوب نوشته بودی که نگاه به غلطهای گرامریت نکردم. یادم افتاد به معلم نگارشم. با اینکه هرگز نتونستم یه مقاله آکادمیک درست و درمون مطابق اصول اونا بنویسم اما بهم میگفت خلاقیت داری. کارت آکادمیک نیست، اما مسیرت درسته.*
حالا سرذوق اومدم. فقط اگه بتونم احساسمو وقت نوشتن انگلیسی هم منتقل کنم بازی رو بردم…

یکم: با حروف اضافه، استفاده از کلماتی که معنی رو نمیرسونن، علامت‌گذاری‌ و چیزایی مثل این مشکل دارم. با وجود اینکه وقت حل تمرین، گرامر من از همه بهتره اما این مشکلات خودشون رو توی یه متن بلند نشون میدن . غلط املایی هم دارم که گاهی گناه چندانی متوجهم نیست. بعد از بیست و خورده‌ای سال معلومات پراکنده‌ای از لیسانس آلمانی برام باقی مونده که هنوز قدرتشو توی املا و تلفظ به رخم میکشه. من یه نمره کامل توی امتحان کتبی از دست دادم فقط به خاطر اینکه here رو نوشته بودم hier. (یه معنی میدن تو انگلیسی و آلمانی)

دوم: نمره‌مو که دیدم دلم میخواست جیغ بکشم. وسط کالج بودم، هیچ آدم آشنایی هم کنارم نبود. اس‌ام‌اس زدم به دوستم و بدون مقدمه نوشتم: «نه و هفتاد و پنج از ده گرفتم.» به نظرم این همون وقتیه که پوست آدم تحمل روحشو نداره. چی بهش میگفتیم؟ از خوشی توی پوست خود نگنجیدن.

سوم: زیاد پز ندم که احتمالا مجبورم کلاس تایپ رو کلا بذارم کنار. به نمره قبولیش احتیاج دارم اما  اون تقلای وحشتناک برای زدن هر چه بیشتر حروف توی یه مدت معین عصبیم میکنه. کم آوردم… شرم‌آوره اما کم آوردم.

* Academic Writing – Creative Writing  کم از مقاله تحقیقاتی نداره کاری که ازمون میخوان. منتها خوبیش اینه که دستم برای نوشتن بازه.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”گنجیدن

  1. آفرین نوشی خانوم
    میدونی یادگیری برای من همیشه تسکینِ. تو یک دوره ای از زندگیم البته آخرهای دهۀ بیست زندگیم کنکور دادم و قبول شدم. با یادگیری یاد میگرفتم که گذشته رو بندازم دور و یه جای تازه برای اطلاعات جدید تو ذهن شلوغم باز کنم. همیشه مدیون اون دوره از زندگیم هستم.. با اینکه با بچه های 8 سال کوچکتر از خودم همکلاس بودم اما 4 ترم دانشگاه معدلم A شد. زنده باشی و سلامت. حتما میتونی

    دوست داشتن

  2. آفرین آفر آفرین! وای چه حال خوبی داره این نمرۀ بالا گرفتن مخصوصا» برای درس سختی مثل academic writing. من استاد تزم خارجی بود تزمو به انگلیسی نوشتم یعنی سر هر یک جمله اش صد بار تغییر دادم آخرش هم به اون قشنگی که می خواستم نشد! برای اون یک نمرۀ here هم من اگه جای تو بودم می رفتم به استاده می گفتم که با آلمانی قاطیش کردم. و البته بهش تاکید می کردم که نمرمو نمی خوام فقط می خواستم شما بدونید.

    دوست داشتن

    • نه موضوع اکادمیک رایتینگ نبود که، جدی جدی باید مقاله مینوشتیم در مورد یه موضوعی که قانونا باید قوانین اکادمیک رو توش رعایت میکردیم. اما من بیشتر از رعایت قوانین اکادمیک روی موضوع رفته بودم و در موردش نوشته بودم معلمه خوشش اومده بود. توی بعضی رشته ها این جوریه. مثلا وقتی رشته های انسانی میخونین، مثل مددکاری بیشتر از اینکه از شما نوشته اکادمیک بخوان ترجیح میدن مهارت شما رو در فهم و انتقال مطلب ببینن.
      بعد اون اینجا هم توی یه امتحان دیگه بود. یه نمره کامل از دست دادم نه فقط بیست و پنج صدم. مخم داشت سوت میکشید که اصلا من چطوری اینو اشتباه نوشتم.

      دوست داشتن

  3. این جمله من ساده هستم اما احمق نیستم. خیلی عالی بود و به من چسبید. چون همه به من هم می گن خیلی ساده ای. اما من هم احمق نیستم. ولی تو خیلی خوب حرف دل منو زدی.
    می دونی نوشی تو خیلی خوب حرف می زنی. خیلی خوب می نویسی من بلد نیستم. هر وقت میام اینجا می بینم تو انگار حرف دل منو زدی. یه چیزی بوده که من نمی دونستم چطوری بیانش کنم. یا اونجا که می گی از پدر بچه هات بد نمی گی تا شان یک ادم را حفظ کرده باشی هم از اون حرفای نابه. خیلی خوشم اومد.من اصلا میام اینجا که یه چیزی یاد بگیرم . و هر بار که میام دست خالی بر نمی گردم.
    بنویس بنویس بنویس دوست ندیده ی من….

    دوست داشتن

    • جدی خوب مینویسم؟ کاش این جور باشه. جون همه ش فکر میکنم حرفهام توی گلوم مونده… از بس میترسم مبادا بد منتقلشون کنم.

      من از شما یاد میگیرم ریحانه جان. حتی شما که با من حرف میزنین من چیزهایی میفهمم که قبلا نمیدونستم.

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.