«بی‌بهانه شاد بودن»

مطابق معمول اینجا مدرسه‌ها باید نوزده روز پیش باز میشدن، اما معلما اعتصاب بودن و مدرسه‌ها تعطیل.
حالا من هیجان زده‌م فقط به یه دلیل کوچیک: فردا اولین روز مدرسه‌س و این اولین باره که جوجه‌های منم اول مهر مدرسه میرن.*
.
.
*ما قبل از ورود بچه‌ها به دبستان از ایران خارج شده بودیم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”«بی‌بهانه شاد بودن»

  1. یادمه دبستان کلاس سوم یا چهارم بودم اون سال مدرسه ما داشت بازسازی می شد به خاطر همین به جای روز اول مهر یک هفته دیر تر باز می شد، یادمه با پدرم رفتم دم مدرسه اولیا دیگه هم بودن یه کاغذ زده بودن رو در که به علت تمیرات کلاس ها از یک هفته دیگه شروع می شه، اینقدر خوشحال شدم 🙂 دوستانی سال قبلی رو می دیدم باهاشون دست می دادم تبریک می گفتم، آخر موقع برگشتن بابام بهم گفت پسر جان زشته اینقدر خوشحالی نکن هر کی ندونه خیال می کنه خنگی یا تنبل که از بسته بودن مدرسه اینقدر خوشجالی 🙂

    دوست داشتن

  2. زمان ما چه خر تو خری بود مدرسه ها.. من تا دو سه روز می رفتم توی کلاس دوم می نشستم و هیچ کی هم نفهمید. آخه دوستم یک سالی از من بزرگتر بود و کلاس دوم

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.