محافظات و مخاطرات

برگشته بود خونه و بیخیال لم داده روی مبل که رفتم طرفش و ازش پرسیدم: «فیلمش خوب بود؟ به درد میخورد منم برم ببینمش؟» سرشو آروم آورد بالا و گفت: «آره خوب بود… راجع به یه مردی بود که خاطره‌شو از دست میده…» پریدم توی حرفش و گفتم: «یعنی چی خاطره‌شو از دست میده؟» یه کمی فکر کرد و گفت: «یعنی این جوری که تصادف میکنه خاطره‌ش رو از دست میده.» لبخند زدم و گفتم: «آهان، اون میشه حافظه، حافظه‌شو از دست میده… خب؟» یه کمی جابجا شد و گفت: «آره همون، حافظه‌شو از دست میده و بعد از اون دیگه هیچ کدوم از حافظه‌هاش یادش نمیاد.» باید سکوت میکردم تا صحبتش تموم بشه، اما بازم طاقت نیاوردم و گفتم: «مامان جون خاطره… خاطراتش یادش نمیاد.» ناشا که این بار دیگه حسابی عصبانی شده بود، چپ چپ نگام کرد و گفت: «مامان میشه تصمیمتونو راجع به Memory بگیرین؟»
.
.
* یه کمی که توضیح دادم متوجه فضیه شد. البته فکر میکنم شاید بهتر بود در مورد حافظه و محفظه و حفظ و خاطره و خطور کردن و …. زیاد سخنرانی نمیکردم. طفلکی بیشتر گیج شد. 🙂
*خودمم تازه فهمیدم از نظر لغوی خاطره یه موضوع قلبی و حافظه یه موضوع ذهنیه. برام جالب بود. (شایدم اشتباه میکنم؟)
*مشابه این مشکل رو با فعل شناختن و دونستن هم داشتم. اینجا برای هر دو از Know استفاده میشه. نتیجه اینکه وقت حرف زدن میگفتن: من فلان فروشگاه رو میدونم (بجای میشناسم).

یک دیدگاه برای ”محافظات و مخاطرات

  1. چقدر جالب!
    تفاوت زبان دوم و زبان مادری و توانایی ما در شناختنشون به همین باریکی و ظرافته!
    بار معنایی کلمات گاهی به هم بسیار نزدیک، اما متفاوتند.

    لایک

  2. اینجور جدل های کلامی بامزه تون را با بچه ها خیلی دوست دارم. علی الخصوص اینکه خیلی درست و حرفه ای بازگوش می کنید. این هم برای خودش کم مهارتی نیست که ادم ار دل یک مکالمه معمولی یک داستان بانمک در بیاره. به نظرم باید جلد دوم نوشی و بچه هاش را بدهید بیرون. فکر کنم خاطره و حافطه را در انگلیسی بشه با Involuntary memory and intellectual memory مقایسه کرد. اولی همون موضوع قلبی است که کنترلش هم زیاد دست خود آدم نیست. می اد و آتش می زنه به زندگی آدم. مثل به یاد آوردن مزه آدامس خروس نشان و یک عالمه خاطره وابسته بهش، دومی محفوظاته. به نظرم خودتون شرح خیلی خوبی ازش ارائه دادید.

    لایک

    • من همیشه فکر میکردم با بزرگ شدن بچه ها این اشتباهات کلامی تموم میشن اما با کشور عوض کردن و محدود شدن ارتباط با فارسی مشکلات باقی موندن. ناگفته نمونه کتاب بچه ها از اشتباهات کلامی من (در انگلیسی) احتمالا پرفروشتر خواهد شد. :))

      لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.