باد ما را خواهد برد

کیارستمی تنها فیلمسازی بود که خوابش رو دیده بودم و تنها فیلمسازی بود که بعد از اون خواب بدون مقدمه توی بیست سالگی تا امروز، یعنی چیزی حدود بیست و پنج سال، آرزو داشتم از نزدیک ببینمش.
حالا تصور میکنم شاید مثل اون خواب، این آدم این قدر به ما نزدیک بوده… اونقدر که مثل اون خواب، رفته باشم دیدنش، یه بعد از ظهر پاییزی، توی یه کافه آروم، یه صرف یه فنجون قهوه.
Advertisements

یک دیدگاه برای ”باد ما را خواهد برد

  1. سلام نوشی جان…سالها پیش وقتی توی خوابگاه وبلاگتو دیدم خواننده ت شدم ولی بعدش که یه وقفه داشتی توی نوشتن دیگه گمت کردم وحالا امروز بعد سالها دوباره پیدات کردم..خیلی خوشحالم که موفق شدی زندگیت رو کنار بچه هات سر و سامون بدی و الان حالت خوبه….کدوم کشوری؟ از زندگی راضی هستی؟

    دوست داشتن

    • سلام، من کانادا هستم. یازده سال پیش از ایران اومدم بیرون و الان هستم. راضی یا غیر راضی، راهی هست که انتخابش کردم دیگه… خیلی خوشحالم که یه دوست قدیمی رو دیدم.

      دوست داشتن

  2. نوشی جون اینکه می خواهم بگویم اصلا پلیتیکالی کورکت نیست. تو مایه های همان بحثی که در مورد یک پدوفیل و محکومیتش نوشته بودی.
    من از کار این دنیا مانده ام که یک گلی مثل کیارستمی باید بمیرد و پیرسگ هایی که دستهایشان به خون مردم آلوده است هنوز زنده اند و به حرام خوری و کشتار ادامه می دهند 😦

    دوست داشتن

    • به نظرم باید دید این موضوع تا چه حد بررسی میشه. کیارستمی پرپر شد و رفت اما باید دید کسی توی این مملکت بلاخره میخواد جوابگو باشه یا نه

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.