«رقصی چنین…»

خودارضایی دومین موضوع سختی بود که نوشتیم. هم برای من سخت بود و هم برای نویسنده هامون.
برای من بعنوان خواننده سخت بود چون بارها متنها رو به نویسنده ها برگردوندم و نوشتم از موضوع در نرو. حاشیه نرو. دو پهلو حرف نزن. طرح اسرار نکن… یه جوری واضح بنویس که خواننده بدونه چی میگی.
برای نویسنده ها از جمله خود من هم سخت بود، چون ما بخواهیم و نخواهیم با انکار و کتمان و پنهانکاری این موضوع بزرگ شدیم. حجب و حیا داشتن در این مورد رو فضیلت میدونیم. ما نمیتونیم از دایره بسته و تنگی که دورمون کشیدن به این راحتی پا اونورتر بذاریم.
به گروه توصیه کرده بودم از مزایا و معایب این کار ننویسن. گفتم اینترنت پره از مطالبی که در این مورد نوشتن. اما کسی رو هم مجبور نکردم از زندگی خودش مثال بیاره. هر کسی در مورد قالب و نوع نوشته ش آزاد بود، در عین حال ملزم بود که مستقیما به موضوع بپردازه.
گمنام نوشتن این خوبی رو هم داره. شما همدیگه رو پناه میدین تا بتونین حرف بزنین. حتی اگه لو رفتن خودتون براتون مهم نباشه هم، سکوت میکنین تا دیگری رو حمایت کنین.
Advertisements

یک دیدگاه برای ”«رقصی چنین…»

  1. این جور موضوعات چالش برانگیز نقطه ی قوت وبلاگه نوشی جان . من تحسین ات می کنم به این خوبی و اقتدار داری اون وبلاگ رو اداره می کنی .
    اما بنظر من موضوع هفته ی قبل خیلی ضعیف کار شده بود و خیلی از نوشته ها بیشتر آه و ناله بود . درکل نمی دونم چی شده بود هفته ی قبل که بنظرم سطح نوشته ها پایین اومده بود .
    برات آرزوی موفقیت بیشتر دارم .زنده باشی.

    دوست داشتن

    • سلام 🙂 اقتدار که کلمه خیلی بزرگیه… اما سعی خودمو میکنم که کنترل کار از دست هیچکدوممون خارج نشه.
      در مورد متنهای هفته قبل باید به این وبلاگ به چشم وبلاگ نگاه کنی، نه بیشتر. فرض کن دوازده تا وبلاگ جلوی دیدت داری که آدمای مختلف با تحصیلات و اعتقادات و شرایط مالی، اجتماعی، فرهنگی مختلفی دارن متنها رو مینویسن. بعضی از متنها خوبن، بعضی نه، بعضی از موضوعات خوبن و بعضی نه. ماهیت وبلاگنویسی همینه. من اگه ببینم دوازده نویسنده (به اضافه نویسنده مهمان، میشن سیزده نفر) بدون اینکه از متن همدیگه خبر داشته باشن، در یک مورد خاص، همزمان شروع کرده اند به آه کشیدن و ناله کردن به این نتیجه میرسم که اون موضوع از نظر فرهنگی توی جامعه همچین شرایطی و وضعی داره. در واقع وبلاگ یه آینه تمام نما میشه از برخوردی که بخشی از جامعه با موضوع مورد نظر میتونه داشته باشه.

      دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  2. کمی دیر به دیر مطالب رو می خونم و راستش همون اول هم از حجم مطالب کمی گرخیدم .
    البته این بخاطر استحاله عادت و خلق منه که طی این سال ها خوندن متن های طولانی و تمرکز کردن برام مشکل شده.
    مثل همه اثرپذیرفتگان اینترنت و شبکه های مجازی.
    اما اتفاقا موضوع این یکی دو هفته اهیر انقدر برام جذاب بود که نشستم و همه ش رو خوندم و نفسی به آسودگی کشیدم.
    هرچه که در شبکه های مجازی در اکثر موارد سطحی بودن و کم حوصلگی و بی اندیشگی رو می بینم و مایوس میشم از خوندن دیدگاه های متنوع و جالب و البته عمیق بیشتر نوشته ها بخصوص توی یک موضوع تابو و حساس مثل خودارضایی امیدوار وخوشحال شدم . خیلی از متن ها بنظرم عالی بودند و آموزنده .
    حس کردم بعد مدتها دوباره با ذهن های قوی و اثرگذاری روبرو شدم که می شه به طرز اندیشیدن و شیوه ی زندگی شون صحه گذاشت و از آگاهی از نظراتشون لذت برد.
    از شما بخاطر زحماتی که بابت گرد آوردن این اندیشه ها و متن ها و موضوعات و هدایتش می کشید صمیمانه قدردان و ممنونم.

    دوست داشتن

    • سلام و خیلی ممنونم از پیامی که گذاشتین. کاش همین پیام رو با کمی کم و بیش پای مطلب صدمین متن وبلاگ آرامگاه زنان رقصنده هم بذارین تا باقی دوستان هم بخونن و خوشحال بشن.

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.