سال نو مبارک

امسال ماهیای سفره هفت‌سین ما این جوری بودن، مصنوعی… شیشه‌ای، اما حداقل دلم خوش بود که بعدش دیگه ماهی مرده‌ای در کار نخواهد بود.

عیدتون مبارک… دوستتون دارم.

MAHI

کتابخانه احسان

گاهی یه پیغام کوچیک به ظاهر ساده همه روز شما رو میسازه. گاهی حتی خودتون هم نمیدونین چقدر میتونین یه آدم دیگه رو خوشحال کنین. مرسی آقای احسان. مرسی بخاطر مهربونیتون.

===
این کتاب شماست در قفسه من

با تشکر
احسان 30 ساله از تبریز!

کتابخانه احسان

گلهای خندان ایران

 

اینو ناشا وقتی کلاس دوم بود از روی توصیفی که از پرچم شیر و خورشید کرده بودم کشیده. البته به نظر میرسه فراموش کرده بودم در مورد جای قرار گرفتن شیر و خورشید و این جور چیزا بهش توضیح کافی بدم!

مجبور شدم پای اثر هنری دخترم امضا بذارم!

IMG_2061 - Copy

آلوشا پاتر

یکی از دوستان توی پیام مستقیم به داستانهای قدیمی نوشی اشاره کرد. ناخودآگاه وقت خوندن لبخند به لبهام نشست… یادتونه یه بار نوشته بودم سر پسرم شکست، رفت اتاق عمل؟ نگاه کنین این جای همونه… ما بهش میگفتیم زخم آلوشا پاتر! 

عکس رو دم در سینما گرفته، با یکی از این عینکای مخصوص سینمای سه‌بعدی.


ALOOSHA

آلوشا و ناشا

miniha[1]این عکسا خیلی هم شبیه به بچه ها نشده… خوب نقاشی که ده دقیقه ایی از بچه کشیده بشه همینه دیگه….به هر حال دست نقاشش درد نکنه.

بعد از تحریر: امیدوارم خواهرم اینا رو ببینه. میدونم که خیلی ذوق میکنه…

بعضی از دوستان که نتونستن عکسا رو ببینن… تنها چیزی که به نظرم میرسه اینه که right click کنن و بعد گزینه show picture رو انتخاب کنن. شاید جواب داد!