خورش آلو اسفناج

دروغ نگفته باشم یواش یواش داشتم دق میکردم. شما خبر ندارین اما افسردگی من این هفته توی اوجش بود. حالا با این اوصاف که حتی دوست نداشتم شونه به موهام بکشم نمیدونین چه جون کندنی بود غذا درست کردن. اما درست کردم. حداقل پنج روزش رو غذا پختم.
اما چه فایده؟
فکر میکنم اولین نشونه بریدن بچه‌ها از خونه این باشه که وقتی از بیرون برمیگردن میگن با دوستامون شام خوردیم. حالا هر چقدرم بوی خوش غذا توی خونه راه بندازی فایده نداره. گرسنه نیستن، به حساب احترام یکی دو تا قاشق میخورن، اما ظرف غذا تقریبا دست نخورده، میره توی یخچال.
اما امروز در روی پاشنه دیگه‌ای چرخید. خوردن، خوب هم خوردن، و سفارش دادن از این غذا بیشتر براشون بپزم. 
شانس آوردم، دیگه داشتم دق میکردم.

جنگ قدرت

احتمالا از اولین نشونه‌های اعلام استقلال بچه‌ها حذف کاپشن از لباسهای روزمره‌ زمستونی‌شونه.